قطب الدين الراوندي
461
سؤال و جواب فقهى ( فارسي )
كه خود را اعزّ و اغلب دانند و در صدد اذلال و اهانت و اخراج و منع فاعلين جمعه باشند ، در معنى ، در صفت منافقين داخلاند ، لازم نيست كه ايشان منافقين زمان رسول اللّه ( ص ) يا مثل ايشان باشند ؛ به جهت آن كه ايشان در باطن معتقد [ به ] رسالت نبودهاند و تاركين جمعه - بحمداللّه تعالى - معتقد هستند ، پس اگر در بعضى صفات مشاركت داشته باشند بايد متنبّه شوند و بدانند كه اين صفات منافقين است و از آن توبه كنند ؛ چنان كه در حديث وارد شده است كه : « هر كه غش كند با مسلمانان - يعنى در مقام فريب دادن ايشان باشد - با يهود محشور شود . » « 1 » و از اين جا لازم نمىآيد كه مسلمانى كه يك بار فريب دهد مسلمانى را ، در جهنم با يهود در يك مرتبه باشد ، بلكه مراد اينست كه اين صفت اغلب يهود است و نبايد مسلمان با ايشان در صفات ذميمه شريك باشند . و چون در اين سوره صفات منافقين در ضمن هشت آيهء مذكور شد و تنبيه فرمود كه اين صفات ، صفات منافقين است و مؤمن از اينها بايد مبرّا باشد و هر كه از اين صفات خود را پاك ساخت داخل در مؤمن خواهد بود و صلاحيت نداى خوش اداى تعالى خواهد داشت به « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » و به جان اجابت مىفرمايد و به زبان « لبّيك » مىگويد و به دل و اعضاء و جوارح ، سعى و به مقتضاى او عمل مىنمايد . بدانكه چون در سوره جمعه در ضمن هشت آيه اشعار نمود به اصول ايمان و غير آن ، كه همه به منزله مقدماتاند از براى سعى به ذكر خداى تعالى - كه فريضه جمعه است - كه هر كه معتقد شود به آنها اجابت نداى خوش اداى حق - عزّ شأنه - مىنمايد ، لهذا مترتّب ساخت بر آن ، آيهء نهم : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » كه به منزله نتيجه مقدمات مزبوره
--> ( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 4 . عبارت حديث اين است : « و من غش مسلماً في شراء أو بيع فليس منّا و يحشر يوم القيامة مع اليهود ؛ لأنّهم اغشّ الخلق للمسلمين . »